سایت علوم غریبه , آموزش علم جفر , تله کینزی و بهترین سایت تفریحی
 
HomeCalendarFAQSearchMemberlistUsergroupsRegisterLog in
Latest topics
» خاص ترین عکس های افسانه پاکرو
by Admin Sun Jan 12, 2014 7:42 pm

» عکس های ۲۰۱۴ ترلان پروانه
by Admin Sun Jan 12, 2014 7:41 pm

» عکس های ۲۰۱۴ صدف طاهریان
by Admin Sun Jan 12, 2014 7:41 pm

» زیباترین عکس های روشا ضیغمی
by Admin Sun Jan 12, 2014 7:40 pm

» عکس های ۲۰۱۴ طناز طباطبایی
by Admin Sun Jan 12, 2014 7:38 pm

» ۱۵ راز جهان
by Admin Sun Jan 12, 2014 7:35 pm

» فراماسونری جمعیتی نهان روش برای سلطه بر انسان و جهان است
by Admin Sun Jan 12, 2014 7:33 pm

» زندگینامه حضرت سلیمان(ع)
by Admin Sun Jan 12, 2014 7:33 pm

» چرا به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) اباصالح می گویند؟
by Admin Sun Jan 12, 2014 7:31 pm

» fun77.ir
by shima Sat Jan 04, 2014 3:29 pm

» ترول های بهمن ماه
by Admin Fri Dec 27, 2013 8:23 am

» عکس های جدید و نایاب الناز شاکردوست
by shima Sat Dec 14, 2013 3:20 am

» دانلود کتاب آموزش کامل ویندوز سون
by shima Sat Dec 14, 2013 3:19 am

» کتاب آموزش حرفه ای زبان سی پلاس پلاس
by shima Sat Dec 14, 2013 3:17 am

» داستان های شیوانا نانوا
by shima Sat Dec 14, 2013 3:12 am

» داستان های شیوانا پسر پیرزن
by shima Sat Dec 14, 2013 3:09 am

» داستان های شیوانا آهنگر طماع
by shima Sat Dec 14, 2013 3:07 am

» دانلود کتاب عشق
by Admin Thu Dec 12, 2013 7:16 am

» دانلود کتاب همه چیز در مورد بلوتوث
by Admin Thu Dec 12, 2013 7:14 am

» دانلود کتاب بانک جامع دانستنی های پزشکی از دیدگاه اسلام
by Admin Thu Dec 12, 2013 7:09 am

Top posters
Admin
 
shima
 
the end
 
elf
 
joodi
 
batman
 
سناتور
 
Shahin
 
fanus
 
ghelyuni
 
Add to Google

Share | 
 

 داستان کوتاه غم پدرانه

Go down 
AuthorMessage
joodi



Posts : 13
Join date : 2013-11-22

PostSubject: داستان کوتاه غم پدرانه   Fri Nov 22, 2013 2:27 pm

در زمانهای قدیم پسر قاضی شهری از دنیا رفت، او بسیار ناراحت شد و بسیار بی تابی می کرد.

دو خردمند فرزانه وقتی حال او را چنین دیدند نزد او برای طلب قضاوت آمدند.

یکی از آن ها گفت: گوسفندان این مرد به زراعت من آمده اند و آن را خراب نموده اند.

دیگری گفت: این زراعت در میان کوه و نهر آب واقع شده و برای من راهی جز این نبود که گوسفندانم را از راه زراعت به سوی نهر آب ببرم.
قاضی به اولی گفت:آیا تو هنگام زراعت نمی دانستی که در آن جا راه مردم است که گوسفندان خود را از آن راه به آب برسانند؟

او در پاسخ گفت: تو هنگامی که دارای پسر شدی نمی دانستی که سر انجام او می میرد،پس به قضاوت خودت رفتار کن. سپس آن دو برخواستند و رفتند
Back to top Go down
View user profile
 
داستان کوتاه غم پدرانه
Back to top 
Page 1 of 1

Permissions in this forum:You cannot reply to topics in this forum
انجمن ترکبوز :: مطالب جالب و خواندنی-
Jump to: