سایت علوم غریبه , آموزش علم جفر , تله کینزی و بهترین سایت تفریحی
 
HomeCalendarFAQSearchMemberlistUsergroupsRegisterLog in
Latest topics
» خاص ترین عکس های افسانه پاکرو
by Admin Sun Jan 12, 2014 7:42 pm

» عکس های ۲۰۱۴ ترلان پروانه
by Admin Sun Jan 12, 2014 7:41 pm

» عکس های ۲۰۱۴ صدف طاهریان
by Admin Sun Jan 12, 2014 7:41 pm

» زیباترین عکس های روشا ضیغمی
by Admin Sun Jan 12, 2014 7:40 pm

» عکس های ۲۰۱۴ طناز طباطبایی
by Admin Sun Jan 12, 2014 7:38 pm

» ۱۵ راز جهان
by Admin Sun Jan 12, 2014 7:35 pm

» فراماسونری جمعیتی نهان روش برای سلطه بر انسان و جهان است
by Admin Sun Jan 12, 2014 7:33 pm

» زندگینامه حضرت سلیمان(ع)
by Admin Sun Jan 12, 2014 7:33 pm

» چرا به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) اباصالح می گویند؟
by Admin Sun Jan 12, 2014 7:31 pm

» fun77.ir
by shima Sat Jan 04, 2014 3:29 pm

» ترول های بهمن ماه
by Admin Fri Dec 27, 2013 8:23 am

» عکس های جدید و نایاب الناز شاکردوست
by shima Sat Dec 14, 2013 3:20 am

» دانلود کتاب آموزش کامل ویندوز سون
by shima Sat Dec 14, 2013 3:19 am

» کتاب آموزش حرفه ای زبان سی پلاس پلاس
by shima Sat Dec 14, 2013 3:17 am

» داستان های شیوانا نانوا
by shima Sat Dec 14, 2013 3:12 am

» داستان های شیوانا پسر پیرزن
by shima Sat Dec 14, 2013 3:09 am

» داستان های شیوانا آهنگر طماع
by shima Sat Dec 14, 2013 3:07 am

» دانلود کتاب عشق
by Admin Thu Dec 12, 2013 7:16 am

» دانلود کتاب همه چیز در مورد بلوتوث
by Admin Thu Dec 12, 2013 7:14 am

» دانلود کتاب بانک جامع دانستنی های پزشکی از دیدگاه اسلام
by Admin Thu Dec 12, 2013 7:09 am

Top posters
Admin
 
shima
 
the end
 
elf
 
joodi
 
batman
 
سناتور
 
Shahin
 
fanus
 
ghelyuni
 
Add to Google

Share | 
 

 معرفت علم دم‏ معرفت

Go down 
AuthorMessage
Admin
Admin
avatar

Posts : 175
Join date : 2013-10-17

PostSubject: معرفت علم دم‏ معرفت    Sat Nov 30, 2013 6:52 am



بدان که از علوم معتبره هندویان و جوکیان علم وهم است که آن را علم أنفاس نیز گویند. در میان علماء اسلام و ایرانیان متداول نیست و صاحب نفائس الفنون در آن کتاب اشاره مجملى به آن کرده و یکى از علماى اسلام که به عنوان سیاحت به هند رفته شمه‏اى از آن را فرا گرفته و اهل هند از جوکیان را اعتناء تمام به این علمست بناى بسى احکام را بر آنها مى‏نهند و یکى از برهمنان جوکیان کتاب مختصرى در بیان آن علم ساخته و پرداخته و بعضى از آنها را به زبان فارسى نقل نموده‏اند چون اطلاع بر آن علم را فوائد بسیار است مختصرى از آن را در اینجا نقل مى‏کنم.

بدان که بعضى چنین مى‏گویند که شهرى است در اقصاى هند که آن را کامرو خوانند و در آن شهر ساحران و وهمیان باشند و ایشان را به زبان هند جو کى خوانند و در آن مسکن زنى است جادو [گر] که آن را کاماک دیو و بعضى کام دیو خوانند و مردم اهل آن زمین را علم سحر و وهم آموزد و گویند:

ساحران و وهمیان همه هند او را مى‏بینند و خدمت مى‏کنند، پس از استادان شهر شصت و چهار زن گرد آمدند که ایشان ساحران جهانند و همه جهان بگردند و خود را به صورت دیگر بگردانند و چنان دانند که ایشان در هوا روند همچنان که روحانیان و ایشان این کتاب را وضع کرده‏اند، به زبان هندى و جمله علم و هم و تأثیرات دل و علم دم و سحرهاى روحانى که به وهم تعلق دارد در این کتاب یاد کرده‏اند و این کتاب را کامر و بیحاسنکا یا بیجن سنکا نام کردند و در میان ایشان کتابى شریفتر از آن نیست و هر که این کتاب یاد گیرد او را بزرگ دارند و به غایت عالم شمرند و او را خدمت کنند پس از زبان هندى به پارسى گردانیده‏اند و رنج بسیار برده و ملخص آن کتاب این است:

بدان أسعدک اللّه که هر گاه دم از سوراخ بینى راست بر آید چنین گویند که این دم از آفتاب مى‏آید و هر گاه دم از سوراخ بینى چپ بر آید گویند که این دم از ماه مى‏آید و این دو سوراخ بینى به آفتاب و ماه منسوب است، وقت باشد که دم از راست رود و وقت باشد که دم از چپ رود و وقت باشد که از هر دو بیرون آید برابر و وقت باشد که دم بیرون نیاید و این تجربه باید نگاهداشت تا دم در توان یافت و معلوم گردد و باید که پیوسته دم خود را مى‏نگرد که از کدام جانب مى‏آید و از هر سوراخى چند دم مى‏رود، و باید دانست که این دم بر ساعات شبانه‏روزى مى‏رود چنان که هر دو ساعت از سوئى مى‏رود چنان که هر ساعت نهصد دم مى‏آید شبانه‏روزى بیست و یک هزار و ششصد دم بر آید و باشد که زیاده باشد و باشد که کمتر باشد.

و نیز گویند که دم پنج است چنان که عناصر پنج است چهار خاکى و آبى و بادى و آتشى، و دیگرى دم آسمانى زیاده مى‏آید، اول دم خاکى است و این دم سوى زمین رود تا دوازده انگشت برود و رنگش زرد است، و دوم دم آبى است و آن نیز سوى زمین رود تا دو انگشت برسد، سیم دم هوائى است و آن برابر رود و رنگش سفید است، چهارم آتشى است و آن سوى بالا رود تا چهار انگشت برسد و کج رود و رنگش سبز است، پنجم دم آسمانى است و او بسوى درون رود و رنگش به سپیدى میل دارد و هر یکى را جداگانه حکمى است که به جایگاه خود گفته‏اند و آنچه از دست راست است و بس تعلق به راست دارد و هر چه از جانب چپ باشد و برابر روى آن تعلق به چپ دارد و چون معرفت دم معلوم گشت، بعد از آن بگوئیم که هر شغلى را کدام وقت دم نکو باشد و کدام بد بود و آن را بر پنج فصل ترتیب داده‏اند:

فصل اول: در عزیمت کارها، فصل دویم: در آنچه کسى سئوال کند، فصل سیم: در ضمیر گفتن، فصل چهارم: در شناختن مرگ، فصل پنجم: در معرفت دم.

فصل اول: در عزیمت کارها اگر عزم سفر دارى بنگر اگر از جانب چپ آید در حال روان شو و هیچ توقف مکن که خیر و خوبى یابى و پاى چپ را پیش باید نهاد که نیکو باشد، اگر پیش پادشاهى یا نزدیک بزرگى خواهى شد نا آن بزرگ شمار کن اگر حروف نام طاق آید از بینى راست باید، و اگر به خدت بزرگى و براى حاجات یا مصلحتى دم از جانب راست باید و اگر دم از جانب چپ باشد هیچ نباید گفت: و اگر در مصاف بر آمده باشد و با دو کس خصومت خواهند کرد اگر دم راست آید هیچ توقف نباید کرد و پیش از آن خصم بر او حمله کند حمله باید کرد به همه حال آن شکسته شود و اگر دم چپ مى‏آید تو قف باید کرد تا خصم حمله کند تا بر او غالب گردد و اگر اسب و استر و برده خواهد خرید دم از جانب راست باید اگر چپ باشد زیان کند و اگر تشریف و جامه خواهد پوشید و زرینه خواهد بست دم چپ باید، داغ کردن ستور و نعل بستن و ناخن چیدن و رفتن پیش پادشاهان و معالجه کردن و گم شده طلب کردن و زرینه ساختن و حجامت و کشاورزى را دم راست باید، در عقد و عروسى دم چپ باید، اگر صحبت خواهد دم راست باید، اگر عمارت و زمین و باغ خواهد دم چپ باید، و اگر نزد والى و امیر رود دم راست باید، اگر بازرگانى خواهد دم چپ باید، اگر از کسى مى‏ترسد از خصم یا از سلطان یا از ظالم دم راست باید. بر این وقت نزدیک او رود و هیچ‏ نتواند کرد بامداد از جامه خواب برخیزد و اگردم راست ررود پاى راست نخستین بر زمین باید نهاد و اللّه أعلم، اگر کار و شغلى خواهد کرد اگر روز شنبه یا سه‏شنبه بود یا آدینه بدم راست باید کرد، اگر یکشنبه و دوشنبه و پنجشنبه باشد بدم چپ باید کرد، و اگر چهارشنبه باشد بدم هر دو سوراخ بینى باید کرد تا آن کار برآید و اگر دم شوریده باشد هیچ کار نباید کرد، اگر بر کسى دعوى کند یا پیش بزرگى رود آن جانب سوى او باید کد که هیچ دم نرود و اگر هر دو دم یک شبانه روز برود دیوانگى آورد و اگر مى‏داند که کدام مى‏رود یک شابنه روز فرزند قوى حال یابد و اگر چپ دو نوبت رود یعنى چهار ساعت در عقب یکدیگر در آمده باشد، و اگر چهار نوبت رود شادى و تشریف یابد، و اگر هفت نوبت رود شادى یابد، و اگر یکشبانه روز میان خویشان خود مهتر شود، و اگردم راست دو نوبت رود چیزى عنایت شود، و اگر سه نوبت رود رنج دوستى باشد، و اگر چهار نوبت رود رنجور شود و اگر شش نوبت رود دشمنى پیدا شود و او را بهانه رسد، و اگر هفت نوبت رود از زن او را رنجى رسد، اگر شبانه‏روزى رود اجلش نزدیک آمده باشد، و اگر به جانب شمال و مشرق خواهد رفت دم راست باید، و اگر به جانب جنوب و مغرب خواهد رفت دم چپ باید تا مراد حاصل شود إن شاء اللّه تعالى.

فصل دوم: در سئوال اگر کسى بیاید و گوید که به جنگ یا به سفر مى‏روم اگر دم چپ باشد گو روانه شود که نیکوست، اگر حصارى پیچیده باشند و گویند که بگیریم یا نه اگر دم چپ رود بگو که فتح شود و اگر دم راست رود فتح نباشد، و اگر خصمى آید و حصارى گوید به جنگ بیرون رویم یا نه اگر دم راست آید بیرون روند و جنگ کنند و دشمن زده شود، و اگر دم چپ رود بگوید بیرون نباید رفت، و اگر بگوید به کارى یا مهمّى مى‏روم بر آید یا نه اگر از آن جانب آمد که دم از آن کمتر مى‏رود بگو بر نیاید. اگر پرسد که برده گریخته است یا کالائى دزدیده برده است باز یابیم یا نه اگر سائل از آنجا آمد که دم از آن برابر مى‏رود باز یابد و اگر از آن جانب آمد که کمتر مى‏رود باز نیابد. اگر پرسد که بیمار یا مجروح به بشود یا نه‏

اگر سائل از آنجا آمد که کمتر مى‏رود و باز بر آن جانب نشست که برابر رود بهتر شود و مقصود یابد؛ اگر پرسد که غایبى رفته است زنده است یا مرده است اگر سائل از آن جانب آمد که دم برابر مى‏رود غایب زنده است و به سلامت، و اگر از آن جانب آمد که دم کمتر مى‏رود و بدان جانب نشست یا ایستاد که دم برابر مى‏رود هم زنده است، و اگر از آن جانب آمد که دم پرتر مى‏رود و باز بدان جا نشست که کمتر مى‏رود مرده باشد. اگر پرسند که کسى را زهر دادند و مار گزید اگر سائل از آن جانب آمد که دم برابر رود به شود و اگر از آن جانب آید که دم کمتر رود به نشود و اگر از آن جانب آید که دم پرتر مى‏رود هر نام پیش گوید او غالب آید و اگر از آن جانب که کمتر رود آن که باز پس گوید غالب آید.

فصل سیم: در ضمیر گفتن گفته شد که دم پنج است و شرح هر یک داده شد اکنون بدان که چون دم خاکى رود یا آبى دلیل کند بر نعمت فراخ و شادى و ارزانى نرخ و چون دم آتشى رود یا بادى دلیل بود بر دلتنگى و بیمارى و رنج و غم، و اگر دم آسمانى رود دلیل بود بر فرو بستگى کارها و هیچ مقصود حاصل نشود و اگر به پیش تو آید و گوید که چیزى اندیشیده‏ام بگو دم خود را بنگر اگر از خاکى رود بگو چیز اندیشیده از درخت و نباتات و گیاه و آنچه از زمین روید و اگر بادى یا آبى رود بگو از حیوان درنده و پرنده چیزى اندیشه کرده، اگر دم آتشى رود بگو از معدن اندیشه کرده چون زر و نقره و مس و سرب و آنچه بدان ماند، و اگر دم آسمانى رود بگو هیچ نا اندیشیده، اگر کسى پرسد که کارى خواهم کرد یا حاجتى خواهم خواست حرف نام او بگیرد اگر طاق آید و دم آفتابى رود بگو که کارى که خواهى کرد بر آید، و اگر جفت آید و دم ماه رود بگو که اینکار بر نیاید، اگر پرسد بیمار بزید یا نه اگر حرف نام بیمار طاق آید و دم آفتاب رود بزید و اگر نام بیمار جفت و دم ماه رود و سائل از جانب ماه آید نزید.

فصل چهارم: در شناختن مرگ بدان که علامت مرگ چهار نوع است و از این چهار بتوان دانست و تجربه کرده‏اند و شناخته‏اند و همه علماى هند متقدمین و متأخرین بر این متفقند نوع اول اگر دم یک شبانه‏روز از آفتاب رود از ماه هیچ نرود علامت بد بود و اگر پنج شبانه روز رود از زندگانى او دو سال مانده است و اگر پانزده شبانه‏روز رود پیوسته از زندگانى یکسال مانده است و اگر بیست شبانه‏روز رود از زندگانى او شش ماه مانده است، و اگر بیست و پنج شبانه روز رود پیوسته از زندگانى او سه ماه مانده است، و اگر بیست و شش شبانه‏روز رود از زندگانى او دو ماه مانده است، و اگر بیست و هفت شبانه روز رود یک ماه مانده است، و اگر بیست و هشت شبانه‏روز رود یازده روز مانده است، و اگر بیست و نه شبانه‏روز رود از زندگانى او ده روز مانده است، و اگر سى شبانه روز رود از زندگانى او پنج روز مانده است، و اگر سى و یک شبانه روز رود از زندگانى او دو روز مانده است، و اگر سى و دو شبانه روز رود از زندگانى او یک روز مانده است، و اگر سى و سه شبانه‏روز رود از زندگانى او در یک روز خطر است و عمرش به آخر رسد این حکم دم است که از جانب آفتاب رود و اگر از جانب ماه رود بسیار شادیها بیند و عمر دراز بیند.

نوع دوم اگر کسى خواهد تا بداند که عمر مانده است یا به آخر رسیده برخیزد و به صحرائى رود به وقت آن که آفتاب بر آمده باشد و بلند شده بر زمین هموار رو سوى مغرب کند چنانچه سایه برابر او باشد و راست بایستد چنانچه هیچ نجنبد آنگاه هر دو دست بر زانو نهد و وهم بر او گمارد و هیچ در خاطر نیاورد و سر به آهستگى بر آورد چنانچه بر او هیچ تفاوت نکند و نظر خود بر بالا برد و سایه خود ببیند در میان هواء به غایت بزرگ و سپید نماید اگر سایه تمام اندام نماید که در او هیچ نقصانى نیست دلیل است که سالهاى بسیار زید و عمر دراز یابد در راحت و اگر سایه بى‏بینى بیند در یکسال بمیرد و اگر سایه بى‏دست بیند در دو سال بمیرد.

نوع سیم اگر کسى را بول و غائط هر دو برابر بى‏مراد او بیرون آید در آن هفته بمیرد و اللّه اعلم.

نوع چهارم هر که در آینه نگرد و سر و روى خود بیند و دیگر اندامها نبیند بعد از پانزده روز بمیرد و اللّه اعلم.

پس کاماک گوید: اگر ترا از این علامات پدید آمده باشد و هم خطر باشد و بیم خواهى که این دفع شود اکنون چاره آن کنم و شرح آن گویم، بدان که چاره آن آن است که ماه در میان سر مى‏اندیشى و چنان وهم کنى که ماه سپید و روشن در میان سربدل مى‏گردد به وهم درست و اندیشه صاف آنگه سکنى را که یاد کردیم که جایگاهش نافست او را بر هم بکشى و به بالا برى و به آن ماه برسانى چنانکه با ماه به هم شود آن گاه وهم کن که از ایشان آب حیات مى‏بارد چنانکه از مرد و زن در حال صحبت از ایشان آب منى مى‏آید هم چنانکه وهم کند که ایشان ماه و سکنى هر دو در میان سر به هم شدند و آب حیات بیرون آمده و بر اندام مى‏ریزد این وهم شب و روز باید پیوسته کرد تا آن گاه که آن علامتها که پیدا آمده باشد زائل شود و ناپیدا شود و پیش دیده نشود آنگاه بدانى که ضررو بیم عظیم رفع شود و هیچ بیمى نمانده است این است شرح علامتهاى مرگ بر این چهار نوع که گفته شد و شرح دفع وى این است که گفته آمد.

فصل پنجم: در معرفت دم اکنون علم دم را بگوئیم که از بینى بیرون آید منخر بینى راست را و همیان آفتاب گویند و منخر بینى چپ را ماه وقت باشد که دم از آفتاب رود و وقت باشد که از ماه رود و وقت باشد که از هر دو برابر رود و وقت باشد که هر دو بسته شود و هیچ بیرون نرود و این علمى بزرگ است باید که پیوسته دم خود را نگه کنى تا معرفت آن بدانى.

اگر کسى پرسد از معنى مهمى یا کارى اگر آن کس را دم سوى آفتاب آید و دم از او پرتر رود و اگر از جانب ماه آید و دم از آن پرتر رود کارش بر آید و اگر کمتر رود به عکس این باشد و جمله عملها را بدین آفتاب و ماه دوازده حرکت است شش حرکت در روز و شش حرکت درشب هر حرکتى دو ساعت چنان که شبانه‏روز بیست و چهار ساعت است هر دو ساعت دم از آفتاب رود و دو ساعت‏ از ماه هم چنین شبانه‏روزى دوازده حرکت است و این پنج چیز را به سمع و بصر و شم و ذوق و لمس خوانند و بدین ماه و آفتاب بسته است به تقدیر خداى عزّ و جلّ اگر پرسند از بهر کارى اگر از آن سوى آمده که دم از آن پرتر رود کار بر آید و اگر دم کمتر رود کار بر نیاید، میان ماه و آفتاب اجتماع و استقبال است، استقبال بر دست راست و اجتماع بر دست چپ اما مى‏باید که اجتماع و استقبال بدانى که جمله وهمیان و استادان این علم بگفتند و به این طریق رفتند؛ اگر پرسند که بنده بگریخت باز یابیم یا نه یا از جهت مار گزیده یا زهر خورده یا کسى غائب است یا کسى زخمها دارد بزید یا نه بیمار عافیت یابد یا نه اگر از آن جانب آمد که پرتر رود مقصود حاصل شود و اگر از آنجا آمد که کمتر رود و هم بدان جا نشست کار بر نیاید، اگر پرسنده از هر جانب که آمد دم تو در آن ساعت بیرون نرود کارش نیکو شود و دم درو نرفتن علامت جا نکندن است و کار و مراد از دست رفتن، و هر چه از جانب دست راست است و پس پشت از آن آفتاب است و هر چه از جانب دست چپ و برابر روى از آن ماه است؛ اگر پرسند که جنگ خواهیم کرد یا مصاف خواهیم داشت یا علم خواهیم آموخت یا بازرگانى خواهیم کرد یا گشاد روزى یا عروسى خواهیم کرد اگر پرسنده از آن جانب آمد که از آن دم پرتر رود کار برآید و به مقصود رسد و اگر کمتررود کار بر نیاید.
Back to top Go down
View user profile http://turkbuzz.4rumer.com
 
معرفت علم دم‏ معرفت
Back to top 
Page 1 of 1

Permissions in this forum:You cannot reply to topics in this forum
انجمن ترکبوز :: علوم ناشناخته-
Jump to: