سایت علوم غریبه , آموزش علم جفر , تله کینزی و بهترین سایت تفریحی
 
HomeCalendarFAQSearchMemberlistUsergroupsRegisterLog in
Latest topics
» خاص ترین عکس های افسانه پاکرو
by Admin Sun Jan 12, 2014 7:42 pm

» عکس های ۲۰۱۴ ترلان پروانه
by Admin Sun Jan 12, 2014 7:41 pm

» عکس های ۲۰۱۴ صدف طاهریان
by Admin Sun Jan 12, 2014 7:41 pm

» زیباترین عکس های روشا ضیغمی
by Admin Sun Jan 12, 2014 7:40 pm

» عکس های ۲۰۱۴ طناز طباطبایی
by Admin Sun Jan 12, 2014 7:38 pm

» ۱۵ راز جهان
by Admin Sun Jan 12, 2014 7:35 pm

» فراماسونری جمعیتی نهان روش برای سلطه بر انسان و جهان است
by Admin Sun Jan 12, 2014 7:33 pm

» زندگینامه حضرت سلیمان(ع)
by Admin Sun Jan 12, 2014 7:33 pm

» چرا به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) اباصالح می گویند؟
by Admin Sun Jan 12, 2014 7:31 pm

» fun77.ir
by shima Sat Jan 04, 2014 3:29 pm

» ترول های بهمن ماه
by Admin Fri Dec 27, 2013 8:23 am

» عکس های جدید و نایاب الناز شاکردوست
by shima Sat Dec 14, 2013 3:20 am

» دانلود کتاب آموزش کامل ویندوز سون
by shima Sat Dec 14, 2013 3:19 am

» کتاب آموزش حرفه ای زبان سی پلاس پلاس
by shima Sat Dec 14, 2013 3:17 am

» داستان های شیوانا نانوا
by shima Sat Dec 14, 2013 3:12 am

» داستان های شیوانا پسر پیرزن
by shima Sat Dec 14, 2013 3:09 am

» داستان های شیوانا آهنگر طماع
by shima Sat Dec 14, 2013 3:07 am

» دانلود کتاب عشق
by Admin Thu Dec 12, 2013 7:16 am

» دانلود کتاب همه چیز در مورد بلوتوث
by Admin Thu Dec 12, 2013 7:14 am

» دانلود کتاب بانک جامع دانستنی های پزشکی از دیدگاه اسلام
by Admin Thu Dec 12, 2013 7:09 am

Top posters
Admin
 
shima
 
the end
 
elf
 
joodi
 
batman
 
سناتور
 
Shahin
 
fanus
 
ghelyuni
 
Add to Google

Share | 
 

 چند احتمال درباره محل دفن حضرت زهرا(س)

Go down 
AuthorMessage
elf

avatar

Posts : 17
Join date : 2013-11-12

PostSubject: چند احتمال درباره محل دفن حضرت زهرا(س)   Tue Nov 12, 2013 7:03 am

عضو هيئت علمي بعثه مقام معظم رهبري با بيان خاطره‌اي از علامه العمري (ره) گفت: در ماه رمضان 1326 قمري در مدينه با شيخ العمري ديدار کردم. وي گفت: زماني که ما کودک بوديم، قبر حضرت زهرا در خانه‌اش مشخص بود و ارتفاع آن به يک متر مي‌رسيد.

به گزارش سایت جفر به نقل از فارس، آيت‌الله محمدصادق نجمي در سال 1315 در روستاي هريس از توابع شبستر متولد و در سال 1332 وارد حوزه علميه قم شد. وي مدت 28 سال علوم متداول در حوزه علميه را نزد اساتيد و مراجع بزرگي مانند آيات عظام محقق داماد، حاج شيخ مرتضي حائري و گلپايگاني فرا گرفت.

يکي از مسائل مسلم و قطعي در مورد حضرت فاطمه زهرا (س) اين است که قبر شريف آن حضرت، مخفي مانده و تا به حال، به طور مشخص و دقيق، قبري به آن حضرت نسبت داده نشده است.

از طرفي، مدفن و محلي که ممکن است پيکر پاک ايشان در آن جايگاه دفن شده باشد، و نيز علت مخفي بودن قبر شريف، و علت تلاش وهابيت براي قطعي نشان دادن قبر آن حضرت، محل گفت‌وگو و نظر بوده و نيازمند بحث و دقت فراوان است.

از همين رو، گفت‌وگويي با آيت‌الله محمد صادق نجمي انجام داده‌ايم که مشروح آن در پي مي‌آيد.

* علت مخفي بودن قبر حضرت فاطمه زهرا (س) چيست؟

ـ حداقل دو علت براي آن مي‌توان بيان کرد: يکي از علل مخفي بودن قبر بانوي دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها، عداوت و دشمني حکام با اهل بيت (ع) بوده است. شما ببينيد در سال 236 هجري متوکل دستور داد قبر امام حسين (ع) محو و با خاک يکسان شود. قبل از آن هم در قرن اول هجري به دستور بني‌اميه، خانه حضرت فاطمه زهرا (س) تخريب شد.
علت ديگر مخفي بودن قبر ايشان، وصيت و تاکيد حضرت فاطمه زهرا (س) بر آن، بوده است مبني بر اينکه پيکر پاکش شبانه دفن و قبر مطهرش پنهان و مخفي شود.
به هر حال اين وصيت و اين نوع تدفين موجب شده که قبر آن حضرت مخفي و اقوال و آراي مختلف در ميان محدثان و مورخان در مورد محل دفن وي پديد آيد.

* چند احتمال درباره محل دفن ايشان وجود دارد؟

ـ عده‌اي مي گويند قبر حضرت فاطمه (س) در بقيع واقع شده، عده‌اي ديگر بر اين عقيده‌اند که در داخل خانه‌اش قرار گرفته و بعضي ديگر احتمال مي‌دهند در مسجد رسول خدا (ص) و در ميان بيت و منبر آن حضرت باشد.

* آيا روايتي داريم که محل دفن حضرت فاطمه زهرا (س) را مشخص کرده باشد؟

ـ بله، روايات مسند و مورد اعتمادي از شش امام معصوم درباره محل دفن حضرت زهرا (س) در منابع شيعه نقل شده است. اين روايات نشانگر آن است که حضرت، داخل خانه خود که در کنار مسجد و در جوار خانه رسول خدا (ص) قرار داشت دفن شده است.

* جالب است که از شش امام در اين مورد روايت داريم!

ـ بله، در اين روايات دو نکته قابل توجه است: يکي اينکه شايد کمتر حادثه‌اي وجود داشته باشد که درباره آن از شش امام معصوم بالاتفاق روايت نقل شده باشد. نکته دوم اين است که متن اين روايات، دفن شدن آن حضرت در بقيع را با صراحت نفي مي‌کند.

* ممکن است نمونه‌اي از اين روايات را نقل بفرماييد؟

ـ در يکي از آن روايات، مرحوم شيخ صدوق از ابي‌نصر بزنطي نقل مي‌کند که از امام علي‌بن موسي الرضا (ع) از محل قبر حضرت فاطمه (ع)سوال نمودم، حضرت فرمود: «دفنت في بيتها فلما زادت بنو اميه في مسجد صارت في مسجد فاطمه زهرا (س)» يعني امام رضا جواب داد: حضرت در داخل خانه‌اش دفن شده و بعد که بني‌اميه خواستند مسجد را توسعه دهند خانه را تخريب کردند و قبر حضرت در مسجد، قرار گرفت.
اين روايت را مرحوم کليني، ابن شهرآشوب و علامه مجلسي نيز نقل کرده‌اند.
روايت ديگري را هم عرض کنم؛ سيد‌بن طاووس در کتاب «المسائل واجوبتها من الائمه» نقل مي‌کند: محمد همداني مي‌گويد: به آن حضرت نوشتم: اگر صلاح مي‌دانيد مرا از محل دفن مادرتان فاطمه زهرا (س) آگاه سازيد که آيا در مدينه است يا همانگونه که مردم مي‌گويند در بقيع قرار دارد؟ آن حضرت در جواب نوشت: «هي مع جدي صلوات الله عليه» يعني حضرت زهرا (س) در جوار جدم رسول الله (ص) دفن شده است.

* نظر علماي معروف شيعه در اين باره چيست؟

ـ مرحوم شيخ صدوق پس از نقل اختلاف در محل دفن آن حضرت مي‌گويد عده‌اي از محدثين رواياتي را نقل کرده‌اند که دلالت دارد بر اينکه آن حضرت داخل خانه‌اش به خاک سپرده شده است، سپس مي گويد: «و هذا هو الصحيح عندي» يعني به نظر من هم اين قول صحيح است.
شيخ طوسي هم اين نظر را دارد. وي مي‌گويد بهترين قول‌ها اين است که حضرت زهرا (س) داخل خانه‌اش يا در روضه دفن شده است.
مرحوم طبرسي نيز معتقد است که قول کساني که مي‌گويند مدفن حضرت، در بقيع است، قول بعيدي است و دو قول ديگر که داخل خانه‌اش و يا در روضه دفن شده است صحيح به نظر مي‌رسد.
علامه مجلسي هم مي‌فرمايد: همانگونه که در کتاب مزار بيان کرده‌ايم، اصح اقوال اين است که آن حضرت داخل خانه‌اش دفن شده است.
همچنين علامه حسن زاده آملي، که خود از صاحبدلان است، مي نويسد: بعضي از صاحبدلان به طريق خاصي از علم جفر، سؤال طرح کرده‌اند که «يا عليم، قبر فاطمه زهرا (س) در کجاي مدينه است؟» جواب گرفته‌اند که: «جاي قبر، خانه شفيع جميع امت است.»

* آيا حضرت‌عالي، همين نظر را داريد؟

بله، يک خاطره‌اي از شيخ محمد علي عمري (ره) رهبر شيعيان حجاز که اخيراً از دنيا رفت برايتان بگويم. در ماه رمضان سال 1326 قمري در مدينه منوره با ايشان ملاقات داشتم، ضمن مطالب سودمند درباره قبر شريف حضرت زهرا فرمودند: قبر آن حضرت مسلماً داخل بيت خودش است و زماني که ما کودک بوديم، قبر آن حضرت مشخص بود و ارتفاع آن به يک متر مي‌رسيد، ايشان اشاره کرد به عصايي که در دست من بود و گفت: تقريبا به ارتفاع عصاي شما بود.

* آيا شواهد و قرائن ديگري مبني بر دفن شدن حضرت فاطمه زهرا (س) در خانه خود وجود دارد؟

ـ ترديدي نيست که دفن شدن در کنار قبر پيامبر اکرم (ص) براي هر مسلماني بزرگترين افتخار دنيوي و عالي ترين مقام معنوي است. شما ببينيد طبق همين اصل، سران سقيفه با بهره‌گيري از شرايط موجود و بدون اذن، توانستند کنار حضرت رسول (ص) دفن شوند.
باز بر همين اصل بود که امام مجتبي (ع) وصيت کرد که در صورت امکان در کنار تربت جد بزرگوارش رسول اکرم (ص) دفن شود ولي با اجبار و اکراه مانع شدند.
در مورد حضرت زهرا (س) افزون بر آنچه گفته شد، وجود ارتباط خاص معنوي و روحاني متقابل و عاطفه و محبت غير قابل وصف بين رسول خدا (ص) و ايشان، و با توجه به اينکه هيچ مانعي از دفن شدن آن حضرت در داخل خانه‌اش متصور نيست، چگونه مي‌توان قبول کرد که حضرت فاطمه (س) راضي شود در جايي غير از خانه خودش و غير از جوار پدر بزرگوارش دفن شود؟!

* نظر علماي اهل تسنن در باره مدفن حضرت زهرا (س)چيست؟

علماي اهل سنت در باره مدفن حضرت زهرا (س) سه قول آورده‌اند: يکي داخل بيت خود ايشان. اين قول را ابن‌شيبه از قديمي‌ترين مورخان آورده است و مدينه‌شناس مشهور يعني عبدالعزيز نقل مي‌کند که وي مي‌گفت: حضرت فاطمه (س) داخل خانه‌اش دفن شده است.
قول ديگر آنها اين است که حضرت، در بقيع دفن شده است البته در تعيين محل دقيق آن اختلاف نظر دارند.
قول سوم آنها اين است که داخل حرم ائمه بقيع دفن شده است. اين قول را مي‌توان قول مشهور ميان علماي اهل سنت دانست. دليل طرفداران اين قول وصيت امام حسن مجتبي (ع) است که فرمود: «ادفنوني عند قبر امي فاطمه» مرا کنار قبر مادرم فاطمه (س) به خاک بسپاريد.

* مراد اين روايت چيست؟

در عين اينکه اصل وصيت امام مجتبي (ع) از نظر تاريخي مورد تاييد است اما منظور امام حسن مجتبي (ع) از جمله «امي فاطمه» مادر بزرگوارش «فاطمه بنت اسد» است نه مادرش حضرت زهرا (س) چون اطلاق کلمه «ام» به مادر بزرگ، يک اطلاق شايع و گسترده است.
شاهدش اينکه ابن‌حبان از بزرگترين محدثان و علماي اهل سنت در قرن چهارم در مورد قبر امام مجتبي (ع) مي‌نويسد: حسن بن علي (ع) در کنار قبر مادر بزرگش فاطمه بنت اسد، دفن شده است.

* عده‌اي معتقدند حضرت فاطمه زهرا (س) در محل «روضه» دفن شده است، نظرتان چيست؟

ـ‌ مي‌گويند روضه آن بخش از مسجد النبي است که ميان منبر و خانه پيامبر قرار گرفته است.
اصطلاح روضه و نامگذاري آن مکان مقدس به اين اسم، برگرفته از گفتار رسول خداست که فرمود: «ما بين بيتي و منبري روضة من رياض الجنة» يعني بين خانه و منبرم، باغي از باغ‌هاي بهشت است.

محدوده روضه نزد شيعه با محدوده روضه در نظر اهل سنت متفاوت است.

به نظر ما، روضه از ديوار محراب مسجد النبي (ص) در جنوب ـ که امروزه با نرده‌هاي فلزي مشخص است ـ آغاز و در شمال به چهارمين ستون منتهي مي‌شود. يعني يک ستون بيشتر از آنچه اهل سنت مي‌گويند و حد دوم آن در شرق داخل بيت پيامبر (ص) و بيت فاطمه زهرا (س) است و در سمت غرب محاذي منبر شريف است.

اما پاسخ شما در مورد احتمال دفن ايشان در روضه، اين است که ما بايد ببينيم منظور از روضه چيست؟ اگر مرادتان محدوده‌اي است که شيعه معتقد است و بيت حضرت زهرا را نيز شامل مي‌شود؟ بايد عرض کنم مساله دفن شدن آن بزرگوار در روضه (به اين معنا) در واقع مکمل رواياتي خواهد بود که با صراحت دلالت دارند بر اينکه پيکر آن بانو در داخل بيت خويش به خاک سپرده شده است. زيرا از نظر شيعه، روضه داراي مفهوم وسيعتر بوده و شامل بيت پيامبر و حضرت فاطمه (س) نيز مي‌شود.

اما اگر مراد از روضه تنها فاصله بيت و منبر باشد علاوه بر اينکه دليلي بر مدفون بودن حضرت زهرا سلام الله عليها در آنجا وجود ندارد، اگر پيکر حضرت زهرا (س) در روضه (به اين معنا) دفن شده باشد، اشکال فقهي نيز بر آن متوجه آن خواهد شد چرا که از نظر شرع، دفن شدن جنازه ـ متعلق به هر کسي که باشد ـ در مسجد و محلي که براي عبادت مسلمانان وقف شده است مجوز شرعي ندارد و لااقل مکروه است، و ائمه هدي (ع) بيشتر از هر کس، احکام الهي را مراعات مي‌کردند. طبق اين تحليل، چگونه جسد مطهر حضرت زهرا (س) در روضه، که حساس‌ترين جاي مسجد پيامبر (ص) است، دفن شده است؟ و اگر چنين امري جايز بود، پيکر پاک رسول خدا (ص) بر اين کار، اولي و سزاوارتر بود.

* پس جمع‌بندي بحث اين شد که حضرت زهرا داخل خانه خود، مدفون است و احتمالات ديگر بسيار بسيار ضعيف است؟

ـ بله از مجموع ادله و شواهد به دست مي‌آيد که قبر مطهر حضرت زهرا (س) در بيت خود و در کنار مسجد رسول خدا (ص) است.

* اگر حضرت زهرا (س) در خانه خود مدفون است پس جريان تشييع جنازه، تابوت و …. چگونه توجيه مي‌شود؟ چون به هر حال تابوتي براي حضرت ساختند و ايشان را مخفيانه تشييع کردند.

ـ حضرت، دو خانه داشته‌اند. خانه اول کنار مسجد پيامبر بود و خانه دوم نزديک بقيع بود. حوادث مهم تاريخي هم بيشتر در خانه دوم اتفاق افتاده است که از جمله يورش به خانه حضرت زهرا (س) و آتش زدن آن، دوران نقاهت ايشان، ملاقات‌ها و حوادثي که در ايام نقاهت حضرت زهرا (س) اتفاق افتاده در خانه دوم بوده است. لذا مراسم تجهيز و تشييع آن بانوي مکرمه، مربوط به منزل دوم بوده و از آنجا به سمت منزل اول تشييع شده و در منزل اول کنار مسجد دفن شده است.

* پس با اين بيان، اشکالي که برخي وارد کرده‌اند (چگونه خانه حضرت زهرا (س) را سوزاندند در حالي که منزل ايشان، کنار مسجدالنبي بود و سقف مسجد و قبر رسول خدا (ص) از شاخه هاي قابل اشتعال بود، لذا اگر آن خانه را مي‌سوزاندند همه مسجد آتش مي‌گرفت) حل مي شود‌؟

ـ بله، اين حادثه در بيت دوم اميرالمؤمنين (ع) اتفاق افتاده نه بيت اول که کنار مسجد بود و اينطور اشکال‌ها براي از بين بردن حوادث مهم آن زمان است.

* عده‌اي معتقدند که؛ وهابي‌ها مي‌خواهند قبر حضرت را مشخص جلوه دهند و اصرار دارند که حضرت زهرا (س) در بقيع، دفن شده و لذا قبر فاطمه بنت اسد را قبر حضرت زهرا معرفي مي‌کنند. نظرتان چيست؟

ـ تحريف اين واقعيت و اصرار و تلاش نويسندگان آنها، در طول تاريخ وجود داشته است. حکومت‌ها در طول تاريخ با معرفي قبر حضرت زهرا (س) در داخل حرم ائمه بقيع، مي‌خواستند فشار عقيدتي و سياسي را از خود دور کنند. همه اينها در راستاي سر پوش گذاشتن به ايراد و انتقادي است که در طول تاريخ از سوي پيروان مکتب اهل بيت (ع) به خط فکري مخالفان اهل بيت (ع) از لحاظ مخفي بودن قبر يگانه يادگار رسول خدا (ص) مطرح شده است.

به همين جهت، حکومت‌ها مجبور بودند به هر عنواني که شده قبري براي فاطمه دختر رسول خدا (ص) معرفي کنند، لذا در طول تاريخ و حتي در دوران حکومت سعودي‌ها کتيبه‌هايي در حرم ائمه بقيع، مبني بر واقع شدن قبر فاطمه زهرا (س) در اين محل، نصب شد و در اين راستا براي فاطمه بنت اسد مدفن‌هايي غير از اين مدفن اصلي معرفي کردند.

همه اين تلاش‌ها به خاطر اين است که سوال بزرگ تاريخ را از بين ببرند که چه شرايطي اتفاق افتاد که قبر فاطمه زهرا (س) دختر پيامبر اکرم (ص) مخفي ماند. و اين هشداري جدي براي حقيقت‌طلبان است!

* علت اينکه امامان بعدها محل دفن را فرموده اند چه بوده است؟ ‌آيا منافاتي با مخفي ماندن ندارد؟

ـ خير، اوايل بايد مخفي مي‌ماند، چون اوضاع و شرايط بسيار بد بود اما بعدها اين شرايط حساس و سخت از بين رفت لذا اظهار کردند که در خانه خود مدفون شده است. سؤال تاريخي همچنان نيز باقي است که چرا و به چه علت در آن زمان قبر شريف ايشان مخفي ماند‌؟!
اين مطلب درباره قبر شريف حضرت اميرالمومنين علي عليه السلام نيز هست، قبر ايشان نيز بعدها معلوم شد. / اتمام خبر

—————————————————————–جمع بندی : برخی معتقدند قبر شریف حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در مسجد النبی است و برخی ….

بر اساس روایات متعدد[1]، خود حضرت فاطمه تصمیم گرفته بودند که قبرشان مخفی بماند و از همین رهگذر بود که علی بن ابی طالب علیه السلام فاطمه را در تاریکی شب به خاک سپرد و قبرش را مخفی نمود. و برای اینکه دشمنان نتوانند موضع حقیقی قبر را تشخیص دهند صورت چهل قبر تازه در مدینه احداث کرد تا کاملا در اشتباه واقع شوند. گر چه خود حضرت علی (ع) و فرزندان حضرت زهرا علیهاسلام،جایگاه دفن حضرت زهرا (س) را می دانستند ولی سفارش های فاطمه (س) در مورد اخفاء قبر به طوری جدی و مؤکد بود که هیچ یک از آنان حاضر نشدند آن را معرفی کنند حتی کاری نکردند که از آثار و قرائن موضع قبر شناخته شود. ائمه اطهار هم یقینا از موضع قبر مطلع بودند ولی اجازه نداشتند که این سر الهی را آشکار سازند.

ولی در عین حال اهل تحقیق از آن صرف نظر نکردند؛ و بعضی از نقاط را به عنوان محل دفن حضرت زهرا سلام الله علیها (با توجه به قرائن و شواهد) معرفی نموده اند.

1ـبعضی گفته اند در روضه رسول خدا (یعنی ما بین بیت پیامبر رسولخدا (ص) تا منبر ایشان) مدفون است.

مجلسی از محمد بن همام نقل کرده که گفت: علی (علیه السلام) فاطمه را در روضه پیامبر مدفون ساخت ولی آثار قبر را بکلی از بین برد. باز مجلسی از فضه کنیز زهرا (س) روایت کرده که در روضه رسول خدا (ص) بر فاطمه نماز خواندند و همانجا مدفون شد.

شیخ طوسی می فرماید: ظاهرا فاطمه (س) را در روضه پیغمبر دفن کرده اند و از جمله شواهدی که می توان برای این احتمال اقامه کرد حدیثی است که از رسول خدا (ص) نقل شده که فرمود بین قبر من و منبرم روضه ای است از روضه های بهشت. و امام صادق فرمود چون قبر فاطمه صلوات الله علیها بین قبر و منبر پیغمبر است و قبر حضرت فاطمه باغی است از باغهای بهشت.[2]

شاهد دوم اینکه نوشتند علی علیه السلام در روضه پیغمبر بر فاطمه نماز خواند سپس پیغمبر را مخاطب ساخت و فرمود:«سلام من و دخترت که در جوارت مدفون گشته است بر تو باد یا رسول الله».

2ـاحتمال دوم: مجلسی، از ابن بابویه نقل کرده که فرمود: نزد من به صحت رسیده که فاطمه (س) را در خانه اش مدفون نمودند بعد از آنکه بنی امیه مسجد را توسعه دادند قبر فاطمه در مسجد واقع شد. در این زمینه روایات زیادی هم داریم[3].

3ـاحتمال سوم: صاحب کشف الغمه می نویسد:«مشهور آناست که فاطمه علیها سلام را در بقیع دفن کردند».[4]

در میان سه احتمال، احتمال اول و دوم دارای قرائن بیشتری است.

در هر حال آن حضرت وصیت کردند تا قبرشان مخفی بماند و این کار را به عنوان اظهار مخالفت و نشان دادن مظلومیت خود در برابر خلفاء انجام دادند.

[1]- بحار الانوار، ج 43، ص 191 و 178 و 214. مناقب ابن شهر آشوب، ج 3، ص 362،- دلائل الامامه ص 42.

[2]- بحار الانوار، ج 43، ص 185.

[3]- معانی الاخبار: 267/1.

[4]-بانوی نمونه اسلام، ابراهیم امینی، ص 200 تا ص 202.——————————————————————–

پرسش:چرا قبر امام علی (ع) که در ابتدا مخفی بود توسط امامان بعدی آشکار شد ولی قبر حضرت فاطمه (س) هم چنان مخفی مانده است؟

پاسخ: یک علت مهم مخفی بودن قبر حضرت زهرا (س) این است که هنوز رفع ظلم از آن حضرت نشده است، زیرا کسانی که در حق آن حضرت ظلم نمودند و در واقع قاتل آن حضرت هستند هنوز به عنوان صحابی کبار و خلیفة الرسول مورد احترام و اکرام می¬باشند. در واقع قهر نمودن حضرت فاطمه زهرا (س) با ظالمین در زمان نزدیک به شهادتشان و وصیت آن حضرت به دفن شبانه بدون حضور کسانی که آن مظلومه مقهوره را آزردند، یک شیوه و سبک مبارزه است که آن حضرت برای رسوا نمودن کسانی که مورد غضب پاره تن رسول (ص) قرار گرفتند، انتخاب نمود و جایی برای جعل حدیث و تغییر تاریخ برای پوشاندن این ستم باقی نگذاشت و سند بزرگی است بر مظلومیت آن حضرت.
و اما حضرت امیر (ع) گر چه بزرگ مظلوم عالم بود ولی در مورد آن حضرت شیوه فرق داشت و علت مهم مخفی بودن قبر آن حضرت امیر (ع) شدت دشمنی عده¬ای از خوارج و بنی امیه بوده که احتمال نبش قبر آن حضرت توسط آنها داده می¬شده است و در زمان¬های بعد، پس از نابود شدن خوارج و بنی امیه و گذشت سالیان متمادی از حکومت بنی عباس، زمانی که در ظاهر مقداری از آن شدت دشمنی کاسته شد و امکان نبش قبر برای دشمنان وجود نداشت. بخصوص که موقعیت مکانی قبر آن حضرت در نزدیکی منطقه¬ای تقریبا شیعه نشین قرار گرفته بود که بعدها شیعیان مانند پروانه دور شمع قبر آن حضرت جمع شدند، به خاطر این جهات، ائمه علیهم السلام مکان قبر آن حضرت (ع) را برای مردم بیان کردند.
بارگاه حضرت معصومه(س) تجليگاه حضرت زهرا(س)
hazrate-fatemeh-masoumeh-jafr-ir-77
بر اساس روياى صادقه‏اى كه مرحوم آيت الله مرعشى نجفى(ره) ازپدر بزرگوارش مرحوم حاج سيدمحمود مرعشى نقل مى‏كردند، قبر شريف حضرت معصومه(س) جلوه‏گاه قبر گم شده‏ مادر بزرگوارش حضرت صديقه طاهره مى‏باشد. آن مرحوم در صدد بود كه به هر وسيله‏اى كه ممكن باشد، محل دفن‏حضرت زهرا را به دست آورد، به اين منظور ختم مجربى را آغاز مى‏كند و چهل شب آن را ادامه مى‏دهد، تا درشب چهلم به خدمت‏ حضرت باقر و يا حضرت صادق شرفياب مى‏شود، امام(ع) به ايشان مى‏فرمايد: «عليك بكريمه اهل البيت‏» «به دامن كريمه اهلبيت پناه‏ببريد.» عرض مى‏كند: بلى من هم اين ختم را براى اين منظور گرفته‏ام كه قبر شريف ‏بى‏بى را دقيقا بدانم و به زيارتش بروم. امام(ع) فرمود: منظور من قبر شريف حضرت معصومه درقم مى‏باشد.» سپس ادامه داد: «براى مصالحى خداوند اراده فرموده كه محل دفن حضرت فاطمه‏ همواره مخفى بماند و لذا قبر حضرت معصومه را تجليگاه قبرآن حضرت قرار داده است. هر جلال و جبروتى كه براى‏ قبر شريف حضرت زهرا مقدر بود خداوند متعال همان جلال و جبروت ‏را بر قبر مطهر حضرت معصومه(س) قرار داده است.»
برگی از تاریخ مصیبت های وارده به مادر سادات حضرت فاطمه زهرا س :

خود این پیش آمد به تنهائى براى آزردن او بس است تا چه رسد که رویدادهاى دیگر هم بدان افزوده شود. آیا راست است که بازوى دختر پیغمبر را با تازیانه آزرده ‏اند؟

آیا مى‏ خواسته‏اند با زور به درون خانه راه یابند و او که پشت در بوده است، صدمه دیده؟ در آن گیر و دارها ممکن است چنین حادثه‏ ها رخ داده باشد. اگر درست است راستى چرا و براى چه این خشونت‏ ها را روا داشته‏اند؟ چگونه مى‏ توان چنین داستان را پذیرفت و چسان آن را تحلیل کرد؟

مسلمانانى که در راه خدا و براى رضاى او و حفظ عقیدت خود سخت‏ ترین شکنجه‏ ها را تحمل کردند، مسلمانانى که از مال خود گذشتند، پیوند خویش را با عزیزترین کسان بریدند، خانمان را رها کردند، به خاطر خدا به کشور بیگانه و یا شهر دور دست هجرت نمودند، سپس در میدان کارزار بارها خود را عرضه هلاک ساختند، چگونه چنین حادثه‏ ها را دیدند و آرام نشستند. راستى گفتار فرزند فاطمه سخنى آموزنده است که: «آن جا که آزمایش پیش آید دین داران اندک خواهند بود».(۶)

از نخستین روز دعوت پیغمبر تا این تاریخ بیست و سه سال و از تاریخ هجرت تا این روزها ده سال مى‏ گذشت. در این سال ها گروهى دنیاپرست که چاره‏اى جز پذیرفتن مسلمانى نداشتند خود را در پناه اسلام جاى دادند. دسته‏اى از اینان مردمانى تن آسان و ریاست جو و اشراف منش بودند. طبیعت آنان قید و بند دین را نمى‏ پذیرفت. اگر مسلمان شدند براى این بود که جز مسلمانى راهى پیش روى خود نمى‏ دیدند.

قریش این تیره سرکش که ریاست مکه و عربستان را از آن خویش مى‏ دانست پس از فتح مکه، در مقابل قدرتى بزرگ به نام اسلام قرار گرفت. و چون از بیم جان و یا به امید جاه مسلمان شد، مى‏ کوشید تا این قدرت را در انحصار خود گیرد. بسیار حقیقت پوشى و یا خوش باورى مى‏ خواهد که بگوئیم اینان چون یک دو جلسه با پیغمبر نشسته و به اصطلاح محدثان لقب صحابى گرفته‏اند، در تقوا و پا بر سر هوى نهادن نیز مسلمانى درست‏ بودند.

از هم چشمى و بلکه دشمنى عرب‏ هاى جنوبى و شمالى در سده‏هاى پیش از اسلام آگاهیم(۷) مردم حجاز به مقتضاى خوى بیابان نشینى، مردم یثرب را که از تیره قحطانى بودند و به کار کشاورزى اشتغال داشتند خوار مى ‏شمردند. قحطانیان یا عرب‏ هاى جنوبى ساکن یثرب، پیغمبر اسلام را از مکه به شهر خود خواندند، بدو ایمان آوردند، با وى پیمان بستند. در نبردهاى بدر، احد، احزاب، و غزوه ‏هاى دیگر با قریش در افتادند، و سرانجام شهر آنان را گشودند. قریش هرگز این خوارى را نمى‏ پذیرفت. از این گذشته مردم مدینه در سقیفه چشم به خلافت دوختند. تنها با تذکرات ابوبکر که پیغمبر گفته است‏ «امامان باید از قریش باشند» عقب نشستند.

اگر انصار چنان که گرد پیغمبر را گرفتند گرد خانواده او فراهم مى‏ شدند و اگر حریم حرمت این خانواده هم چنان محفوظ مى‏ ماند، چه کسى تضمین مى‏ کرد که قحطانیان بار دیگر دماغ عدنانیان را به خاک نمالند. این ها حقیقت‏ هائى بود که دست اندرکاران سیاست آن روز آن را به خوبى مى‏ دانستند. ما این واقعیت را بپذیریم یا خود را به خوش باورى بزنیم و بگوئیم همه یاران پیغمبر در یک درجه از پرهیزگارى و فداکارى بوده‏اند و چنین احتمالى درباره آنان نمى‏ توان داد، حقیقت را دگرگون نمى‏ سازد.

دشمنى میان شمال و جنوب پس از عقد پیمان برادرى بین مهاجر و انصار در مدینه موقتا فراموش شد و پس از مرگ پیغمبر نخستین نشانه آن دیده شد. و در سال هاى بعد آشکار گردید. و چنان که آشنایان به تاریخ اسلام مى‏ دانند، این درگیرى بین دو تیره در سراسر قلمرو اسلامى تا عصر معتصم عباسى بر جاى ماند. من نمى‏ گویم خداى نخواسته همه یاران پیغمبر این چنین مى‏ اندیشیدند.

در بین مضریان و یا قریشیان نیز کسانى بودند که در گفتار و کردار خود خدا را در نظر داشتند نه دنیا را و گاه براى رعایت‏ حکم الهى از برادر و فرزند خود هم مى‏ گذشتند، اما شمار اینان اندک بود. آیا مى‏ توان به آسانى پذیرفت که سهیل بن عمرو، عمرو بن عاص، ابوسفیان و سعد بن عبدالله بن ابى سرح هم غم دین داشتند؟

بسیار ساده‏ دلى مى‏ خواهد که ما بگوئیم آن کس که یک روز یا چند مجلس یا یک ماه یا یک سال صحبت پیغمبر را دریافت، مشمول حدیثى است که از پیغمبر آورده‏اند «یاران من چون ستارگانند به دنبال هر یک که رفتید، راه را یافته ‏اید» من بدین کارى ندارم که این حدیث از جهت متن و سند درست است‏ یا نه، این کار را به عهده محدثان مى‏ گذارم، آن چه مسلم است این که در آن روزها یا لااقل چند سال بعد، اصحاب پیغمبر روبروى هم قرار گرفتند. چگونه مى‏ توان گفت هم آنان که به دنبال على علیه‏السلام رفتند و هم کسانى که پى طلحه و زبیر و معاویه را گرفتند راه راست را یافته‏اند.

خواهند گفت‏ خلیفه و یاران او از نخستین دسته مسلمانان و از طبقه اول مهاجرانند. درست است. اما از خلیفه و یک دو تن دیگر که بگذریم پایه حکومت را چه گروهى جز قریش استوار مى‏ کرد؟ و مجریان حکومت کدام طایفه بودند؟ براى استقرار حکومت‏ باید قدرت یک پارچه شود. و براى تامین این قدرت باید هر گونه مخالفتى سرکوب گردد و بسیار طبیعى است که با دگرگونى شرایط، منطق هم دگرگون شود.

در این روز در سال ۱۱ ه ـ بنابر قول ۹۵ روز، در روز سه شنبه شهادت حضرت بتول عذراء مظلومه مضروبه حضرت سیدة النساء العالمین فاطمه زهرا سلام الله علیها به وقوع پیوسته است.

امام رضا علیه السلام می فرماید: “إن فاطمة صدیقة شهیدة” همانا فاطمه راستگو و شهیده است.

بعد از شهادت و دفن پیامبر صلی الله علیه و آله سه بار به منزل امیرالمؤمنین علیه السلام و فاطمه زهرا سلام الله علیها هجوم آورده، و در هر بار به طریقی جسارت به اهل بیت علیهم السلام کردند. در یکی از این دفعات، که در منزل آن حضرت را آتش زدند و به زور وارد منزل شدند، حضرت صدیقه سلام الله علیها پشت در بودند.

با این که می دانستند آن حضرت پشت در است، با لگد و فشار در را باز کردند، و میخ در سینه آن مخدره را آزرد و محسن علیه السلام سقط شد و پهلوی آن حضرت شکست. آن حضرت بی هوش روی زمین افتاد و حضرت مولی الموحدین علی ابن أبی طالب علیه السلام را با سر و پای برهنه و دست بسته به طرف مسجد بردند.

وقتی حضرت زهرا سلام الله علیها به هوش آمدند به دنبال امیرالمؤمنین علیه السلام رفتند و از بردن آن حضرت به مسجد مانع شدند. داخل کوچه جلو چشم همسرش اسدالله الغالب، علی بن أبی طالب علیه السلام با تازیانه و غلاف شمشیر بر بدن حضرت صدیقه شهیده سلام الله علیها زدند که طبق برخی روایات از بازوی آن حضرت خون جاری شد و باز بی هوش روی زمین افتاد.

روزهای حزن فاطمه سلام الله علیها

پس از این وقایع و فجایع آن حضرت بعضی روزها با دلی شکسته و محزون کنار قبور شهدای احد می رفت و می گریست، و مرگ خود را از خداوند طلب می کرد، تا این که آهسته آهسته درد و جراحت های بدن بیشتر شد، و از آن به بعد نزدیک مدینه زیر درختی می نشست و گریه و ناله می کرد. منافقین آن درخت را هم بریدند. بعد از آن امیرالمؤمنین علیه السلام در آن جا سایبانی ساختند که مشهور به “بیت الأحزان” شد.

روز به روز بر شدت بیماری بی بی افزوده می شد. سینه شکسته و مجروح، بازوی ورم کرده، صورت نیلی، محسن سقط شده، غم پیامبر صلی الله علیه و آله، مظلومیت امیرالمؤمنین علیه السلام، کار را به جایی رساند که آن حضرت در بستر بیماری افتاد و وصیت های خویش را به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:

شبانه مرا از زیر پیراهن غسل بده و کفن کن و دفن نما. قبرم مخفی باشد و ابوبکر و عمر در تشییع و نماز من حاضر نشوند. عایشه و غیر عایشه نیز بر جنازه من حاضر نشوند.

مدینه در شهادت فاطمه سلام الله علیها

روز شهادت آن حضرت، مدینه مثل روز شهادت خاتم الأنبیاء صلی الله علیه و آله شده بود. کوچک و بزرگ از زن و مرد، نالان و گریان بودند. بدن مطهر آن حضرت شبانه غسل داده شد و هنگام غسل، امیرالمؤمنین و حسنین و زینبین علیهم السلام و فضه خادمه و اسماء بنت عمیس حاضر بودند. سپس عده ای از گل های سر سبد اصحاب امیرالمؤمنین علیه السلام: سلمان، ابوذر، مقداد، عمار و… حاضر شدند و بدن را دفن کردند.

در بقیع، چهل صورت قبر ترتیب دادند و بر آن ها مقداری آب ریختند. فردای آن روز منافقین قصد نبش قبر را نمودند، ولی امیرالمؤمنین علیه السلام اجازه نفرمودند.

احتمالات در محل دفن آن حضرت متعدد است، ولی زیارت آن حضرت در مسجد النبی صلی الله علیه و آله حجره خود آن حضرت – که در زمان ما جزء صحن مسجد است – بین محراب و منبر، و در بقیع وارد شده است.

مدت عمر آن مخدره مظلومه ۱۸ سال و ۶۰ روز یا ۹۰ روز است. سال شهادت یازدهم هجری است.

نقل مجلسى از دلائل الامامه در این بیمارى بود که دو تن صحابى پیغمبر ابوبکر و عمر خواستار دیدار او شدند. اما دختر پیغمبر رخصت این دیدار را نمى‏ داد. على علیه السلام گفت من پذیرفته‏ام که تو به آنان اجازت ملاقات دهى. فاطمه گفت‏ حال که چنین است‏ خانه خانه تو است(۸) هر چند ابن سعد نوشته است ابوبکر چندان با دختر پیغمبر سخن گفت که او را خشنود ساخت.(۹) اما ظاهرا از این ملاقات نتیجه‏اى که در نظر بود بدست نیامد. دختر پیغمبر به آنان گفت نشنیدید که پدرم فرمود فاطمه پاره تن من است هر که او را بیازارد مرا آزرده است؟ گفتند چنین است! فاطمه گفت‏ شما مرا آزردید و من از شما ناخشنودم(۱۰) و آنان از خانه او بیرون رفتند.

بخارى در صحیح نویسد: پس از آن که دختر پیغمبر میراث خود را از خلیفه خواست و او گفت از پیغمبر شنیدم که ما میراث نمى‏ گذاریم زهرا دیگر با او سخن نگفت تا مرد.(۱۱)

در واپسین روزهاى زندگى، اسماء دختر عمیس را که از مهاجران حبشه و از نزدیکان وى بود طلبید. چنان که نوشتیم اسماء نخست زن جعفر بن ابى طالب بود، چون جعفر در نبرد موته شهید شد به ابوبکر بن ابى قحافه شوهر کرد. دختر پیغمبر به اسماء گفت: من خوش نمى‏ دارم بر جسد زن جامه‏ اى بیفکنند و اندام او از زیر جامه نمایان باشد. من در حبشه چیزى دیدم، اکنون صورت آن را به تو نشان مى‏ دهم. سپس چند شاخه تر خواست. شاخه‏ ها را خم کرد. پارچه ‏اى بروى آن کشید.

دختر پیغمبر گفت: چه چیز خوبى است. نعش زن را از نعش مرد مشخص مى‏ سازد. چون من مردم تو مرا بشوى! و نگذار کسى نزد جنازه من بیاید.(۱۲)

در آخرین روز زندگانى آبى خواست. بدن خود را نیکو شست و شو داد جامه‏ هاى نو پوشید و به غرفه خود رفت. خادمه خویش را گفت تا بستر او را در وسط غرفه بگستراند. سپس روى به قبله دراز کشید دست‏ ها را بر گونه‏ هاى نهاد و گفت من همین ساعت‏ خواهم مرد(۱۳) به نقل علماى شیعه، شوهرش على علیه السلام او را شست و شو داد. ابن سعد نیز همین روایت را اختیار کرده است.(۱۴) لیکن چنان که نوشتم ابن عبدالبر گوید دختر پیغمبر اسماء را گفت تا متصدى شست و شوى او باشد. و گویا اسماء در شست و شوى فاطمه سلام الله علیها با على علیه السلام همکارى داشته است.

ابن عبدالبر نوشته است چون دختر پیغمبر زندگانى را بدرود گفت، عایشه خواست‏ به حجره او برود اسماء طبق وصیت او را راه نداد. عایشه شکایت‏ به پدر برد که: این زن خثعمیه(۱۵) میان من و دختر پیغمبر درآمده است و نمى‏ گذارد من نزد جسد او بروم. به علاوه براى او حجله ‏اى چون حجله عروسان ساخته است. ابوبکر در حجره دختر پیغمبر آمد و گفت: اسماء چرا نمى‏ گذارى زنان پیغمبر نزد دختر او بروند؟ چرا براى دختر پیغمبر حجله ساخته ‏اى؟

زهرا به من وصیت کرده است کسى بر او داخل نشود – چیزى را که براى نعش او ساخته ‏ام، وقتى زنده بود به او نشان دادم و به من دستور داد مانند آن را برایش بسازم.

حال که چنین است هر چه به تو گفته چنان کن.(۱۶)

ابن عبدالبر نوشته است نخستین کس از زنان که در اسلام براى او بدین سان نعش ساختند فاطمه سلام الله علیها دختر پیغمبر صلی الله علیه و آله بود. سپس مانند آن را براى زینب بنت جحش (زن پیغمبر) آماده کردند.

اقوال در شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

۱- چهل روز بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله (هشت ربیع الثانی).
۲- چهل و پنج روز (سیزدهم ربیع الثانی).
۳- شصت روز بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله.
۴- هفتاد و دو روز بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله.
۵- هفتاد و پنج روز بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله.
۶- نود روز بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله.
۷- نود و پنج روز بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله (سوم جمادی الثانی).
۸- صد روز بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله (هشتم جمادی الآخر).
۹- صد و دوازده روز بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله (۲۰ جمادی الآخر).
۱۰- چهار ماه بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله.
۱۱- روز ۲۱ رجب.
۱۲- ۲۵ رجب.
۱۳- سوم ماه رمضان.
۱۴- هشت ماه بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله.

پی‏ نوشت

(۱). در این بلا بجاى من از روزگار بود روز سپید او شب تاریک مى‏ نمود.
(۲). انساب الاشراف ص ۴۰۵٫
(۳). فاطمه فاطمه است. ص۱۱۷٫
(۴). فاطمة الزهراء ص ۶۶٫
(۵). روضة الواعظین ص ۱۴۴٫
(۶). فاذا محصوا بالبلاء قل الدیانون (حسین بن على علیه السلام).
(۷). رجوع شود به پس از پنجاه سال ص ۶۹ چاپ دوم و نیز رجوع شود به فصل‏ «براى عبرت تاریخ‏» در همین کتاب.
(۸). بحار ج ۴۳ ص ۱۷۰ بنقل از دلائل الامامه و نیز رجوع شود به علل الشرائع ج ۱ ص ۱۷۸٫
(۹). طبقات ص ۱۷ ج ۸٫
(۱۰). بحار ص ۱۷۱٫
(۱۱). صحیح ج ۵ ص ۱۷۷٫
(۱۲). استیعاب ص ۷۵۱ و رجوع به طبقات ابن سعد ج ۸ ص ۱۸ و انساب الاشراف ص ۴۰۵ و بحار ج ۴۳ ص ۱۸۹ شود.
(۱۳). بحار ج ۴۳ ص ۱۷۲ به نقل از امالى شیخ طوسى و رجوع به انساب الاشراف ص ۴۰۲ و طبقات ج ۸ ص ۱۷- ۱۸ شود.
(۱۴). طبقات ج ۸ ص ۱۸٫
(۱۵). خثعم از قحطانیان و از عرب‏ هاى جنوبى بوده است. و این سرزنشى است که عدنانیان (و از جمله قریش) به قحطانیان مى‏ کردند.
(۱۶). استیعاب ص ۷۵۱، چنان که نوشتیم اسماء در این تاریخ زن ابوبکر بوده است.
Back to top Go down
View user profile
 
چند احتمال درباره محل دفن حضرت زهرا(س)
Back to top 
Page 1 of 1

Permissions in this forum:You cannot reply to topics in this forum
انجمن ترکبوز :: علوم ناشناخته-
Jump to: